
گردهمایی پرشمار نوجوانان و جوانان در ایرانمال برای دیدار با نیما تکیدو، صرفاً یک تجمع هواداری نبود، بلکه پیامی اجتماعی را منتقل کرد. این حضور گسترده نشان داد که نسل Z مرجعیتهای فرهنگی خود را کشف کرده است؛ مرجعیتهایی که شاید با معیارهای سنتی قابل توضیح نباشند، اما تأثیرگذاری آنها انکارناپذیر است.
ممکن است با سبک، سلیقه یا محتوای این چهرهها موافق یا مخالف باشیم، اما واقعیت این است که آنها توانستهاند با نسلی ارتباط برقرار کنند که نهادهای رسمی، دستکم با شیوههای متعارف، در برقراری ارتباط مؤثر با بخش قابل توجهی از آن با چالش روبهرو هستند.
این موضوع، بیش از آنکه یک تهدید باشد، یک فرصت است. کشور امروز با چالشهای متعددی در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مواجه است؛ از اصلاح الگوی مصرف گرفته تا حفاظت از محیطزیست، کاهش آسیبهای اجتماعی، ترویج فرهنگ قانونمداری، مسئولیتپذیری اجتماعی و حمایت از تولید داخلی. حل بسیاری از این مسائل، تنها با قانون، بخشنامه و تبلیغات رسمی ممکن نیست؛ بلکه به تغییر رفتار اجتماعی نیاز دارد.
تغییر رفتار از مسیر اعتماد میگذرد؛ و اعتماد، سرمایهای است که برخی از چهرههای محبوب فضای مجازی در میان نسل Z به دست آوردهاند. اگر این ظرفیت بهدرستی شناخته و هدایت شود، میتواند در خدمت منافع عمومی قرار گیرد.
استفاده از اینفلوئنسرها در سطح جهانی
در بسیاری از کشورها، دولتها و نهادهای عمومی از اینفلوئنسرها و تولیدکنندگان محتوای محبوب برای ترویج فرهنگ شهروندی، مدیریت مصرف، حفظ محیطزیست، سلامت عمومی و حتی مدیریت بحران استفاده میکنند. آنها دریافتهاند که در عصر شبکههای اجتماعی، نفوذ فرهنگی گاهی از بسیاری از تریبونهای رسمی اثرگذارتر است.
درس مهم از تجمع ایرانمال
شاید مهمترین درس ماجرای ایرانمال همین باشد؛ پیش از آنکه درباره این چهرهها قضاوت کنیم، باید از خود بپرسیم چرا میلیونها نفر به آنها گوش میدهند. پاسخ به این پرسش، میتواند کلید برقراری گفتوگویی مؤثر با نسل Z باشد. هر جامعهای که زبان نسل جوان خود را بشناسد، آسانتر میتواند فرهنگسازی کند و سرمایه اجتماعی بیافریند.