
صاحبخبر - تصمیمگیری در موضوعات سرنوشتساز کشور و نسبت این تصمیمها به نظر ولیفقیه همواره محل بحث و مناقشه بوده است. طیفهای مختلف سیاسی روایتهای متناقضی را ارائه میکنند؛ از هماهنگی کامل و اجرای دستور رهبری تا نسبت دادن تصمیمها به فشارهای مسئولان و اختلافات پشت پرده. اما به نظر میرسد تصمیمات حکمرانی پیچیدهتر از این گزارههای یکخطی باشد.
جایگاه رهبری در فرآیند تصمیمگیری
رهبری در نظام جمهوری اسلامی جایگاه ویژهای دارد و در بسیاری از موضوعات، تصمیم نهایی برعهده ایشان است. با این حال، ولیفقیه رهبری این فرآیند را بر عهده دارند و تصمیم نهایی ممکن است همیشه مطابق نظر اصولی ایشان نباشد. گرچه بدیهی است که پس از اتخاذ هر تصمیمی، آن تصمیم به عنوان تصمیم نظام انگاشته شده و همه ملزم به اجرای آن باشند.
تأثیر واقعیتها و ساختار جمهوریت
این واقعیت را نمیتوان بهمعنای ضعف یا فریب خوردن و عقبنشینی از اصول تلقی کرد؛ بلکه واقعگرایی و ساختار جمهوریت چنین اقتضایی دارد. هیچ تصمیمی در خلأ و محیط آزمایشگاهی انجام نمیشود و واقعیتهای موجود اعم از امکانات، نیروی انسانی، اطلاعات، تحلیلها و بهطور کلی شرایط محیطی، زمانی و مکانی تأثیر زیادی بر تصمیمها دارند.
نقش کارشناسان و مدیران در تصمیمسازی
جایگاه ولایتفقیه نسبتی با دیکتاتوری ندارد و تصمیمگیریهای نظام بهتنهایی انجام نمیشود. در ساختار جمهوریت، نظرات کارشناسان و مدیران کشور نقش تعیینکنندهای در تصمیمسازیها دارد. نوع نگاه، محاسبات و تمایلات آنها یکی از مهمترین واقعیتهای موجود و مؤثر بر نظام تصمیمگیری را تشکیل میدهد.
دخالت مسئولان و بدنه اجرایی
مسئولان و کارگزاران کشور در همه سطوح، به سهم خود در بخشی از فرآیند تصمیمگیری، تصمیمسازی و کیفیت اجرا دخیل هستند. حتی مناصبی که به عنوان جایگاههای اجرایی و مجری تصمیمات نظام شناخته میشوند را نمیتوان به عنوان مهرهای منفعل و بیاختیار تلقی کرد که در سطح خود هیچ نقشی در تصمیمها نداشته باشند. این مناصب حتی اگر قدرت تصمیمگیری نداشته باشند، امکان تصمیمسازی را دارند. از نظر اجرایی نیز تصمیمگیری بدون همراهی بدنه اجرایی راه به جایی نمیبرد.