
صاحبخبر - تاریخ بارها تکرار کرده است که جریان باطل هرگاه در برابر حقیقت، منطق و اقتدار معنوی به بنبست میرسد، زبان تهدید، توهین و بینزاکتی را به میدان میآورد. در یادداشت پیشرو، دکتر مجتبی سلطانی احمدی، دانشیار دانشگاه پیامنور و مدیر گروه تاریخ پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، با مقایسهای تاریخی و تحلیلی، تداوم این خصلت را از عصر ابنزیاد تا صحنه سیاست معاصر با تکیه بر شخصیت رئیس جمهور آمریکا واکاوی میکند.
پاسخ تاریخی جناب میثم تمّار در برابر توهینهای عبیدالله بن زیاد (مشهور به ابنمرجانه)، که از سرکردگان اصلی جنایت کربلا بود، حقیقتی جاودان را آشکار میسازد: «این خصلت رذیلانه و خویِ فرومایگانِ حرامزاده است که، چون دست خود را از منطق و اصالت تهی میبینند، به تحقیر، تهمت و آزار زبان میگشایند.»
رویارویی میثم تمّار با عبیدالله بن زیاد صرفاً یک تقابل شخصی نیست، بلکه نمونهای گویا از نسبتِ «قدرتِ فاقدِ حقیقت» با «زبانِ خشونت» است. هنگامی که قدرت از پشتوانهی اخلاقی و استدلالی تهی میشود، برای حفظ برتری ظاهری خود، به تهدید، تحقیر و شکستنِ حرمتِ کلامیِ طرف مقابل روی میآورد. هتاکی در چنین شرایطی نه نشانهی اعتماد، بلکه نشانهی اضطرابِ قدرت است؛ اضطرابی که از ناتوانی در اقناع و از بیمِ فروریختنِ هیبتِ نمادین ناشی میشود.
از منظر روانشناسی سیاسی، فحاشی و پرخاش کلامی را میتوان نوعی «سازوکار دفاعی» دانست. فرد یا جریانی که احساس میکند سخنانش از مقبولیت عمومی کافی برخوردار نیست، یا استدلالهایش در برابر منطق رقیب تابآوری ندارد، میکوشد با برهمزدنِ قواعد گفتوگو، میدان را از سطح برهان به سطح هیجان منتقل کند. در چنین وضعی، زبان دیگر ابزار تبیین حقیقت نیست، بلکه وسیلهای برای تخلیهی تنش، جبرانِ احساس شکست و ایجاد اغتشاش در ادراک مخاطب میشود. در این چارچوب، هتاکی چند کارکرد همزمان پیدا میکند. نخست، ضعف استدلالی را میپوشاند؛ زیرا