
پیتر جی. دنیگ، دانشمند برجسته رایانه، در تحلیلی جدید با عنوان «اشتباه تورینگ؛ گریز از یوغ ماشینهای ناهوشمند» به بررسی ایدههای آلن تورینگ در سال ۱۹۵۰ میپردازد. در آن زمان، بسیاری از دانشمندان معتقد بودند هوش انسانی میتواند مستقل از بدن وجود داشته باشد و به عنوان نرمافزار بر روی رایانه بازآفرینی شود. دنیگ ایده هوش ماشینی که از طریق بازی تقلید (آزمون تورینگ) نشان داده شود را به چالش میکشد.
بر اساس استدلال دنیگ، سیستمهای هوش مصنوعی کنونی بعید است به هوش سطح انسانی معروف به هوش عمومی مصنوعی دست یابند. او هشدار میدهد که این سیستمها ممکن است بدون هرگز مانند انسان فکر کردن، خطرات جدی ایجاد کنند. مرکز ثقل استدلال دنیگ بر مفهوم «دانش نهفته» استوار است؛ حجمی عظیم از درک انسانی که افراد نمیتوانند به طور کامل آن را بیان کنند یا به نمادهایی تبدیل نمایند که ماشین بتواند پردازش کند.
پنج شکل دانش نهفته
دنیگ پنج شکل گسترده از دانش نهفته را توصیف میکند که به گفته او «از یادگیری ماشین میگریزند»:
- عقل سلیم
- تعاملات روزمره با مردم و محیط
- احساسات و ادراکات
- مهارتهای عملی
- پیشینه فرهنگی و تاریخی مشترک جوامع
چالش ثبت عقل سلیم
پژوهشگران دههها تلاش کردهاند عقل سلیم را به شکلی ثبت کنند که رایانهها بتوانند از آن استفاده کنند. پروژه جاهطلبانه سایک از دهه ۱۹۸۰ به دنبال ساخت پایگاه داده عظیمی از حقایق عقل سلیم بود. پس از ۴۰ سال کار، این پروژه شامل ۲۵ میلیون مدخل بود، اما با این گنجینه عظیم نیز نتوانست زمینهای از عقل سلیم کافی برای هوشمند کردن سیستمهای خبره ایجاد کند.
محدودیت مهارتهای عملی
مهارت عملی مانع بزرگ دیگری است که دنیگ به آن اشاره میکند. او میگوید: «مهارتهای عملکردی ما در هزاران حوزه قابل انتقال به ماشینها نیستند». موسیقی نمونهای روشن از این تفاوت است؛ یک نوازنده چیرهدست ویولن میتواند قطعات پیچیدهای را بنوازد که درک و اجرای آن برای ماشینها دشوار است.