
تقلب دانشگاهی یکی از چالشهای نظام آموزش عالی است. پرسش اصلی این است که چرا برخی دانشجویان دست به تقلب میزنند و برخی دیگر در شرایط مشابه چنین کاری نمیکنند. یافتههای یک مطالعه جدید نشان میدهد که این مسئله را نمیتوان تنها در ویژگیهای شخصیتی دانشجویان یا در قوانین دانشگاه جستجو کرد؛ رفتار دانشجویان حاصل برهمکنش این دو عامل است.
این مطالعه که توسط پژوهشگرانی از دانشگاه گیلان و چند دانشگاه و مرکز پژوهشی بینالمللی انجام شده، با بررسی ۳۷۸ دانشجوی دانشگاه گیلان، عوامل مؤثر بر تقلب آموزشی را بر پایه «نظریه کنش موقعیتی» بررسی کرده است. این نظریه عنوان میکند که رفتارهای انحرافی زمانی شکل میگیرند که ویژگیهای فردی و شرایط محیطی همزمان زمینه ارتکاب آن رفتار را فراهم کنند.
عوامل مؤثر بر تقلب
در این مطالعه شرکتکنندگان از رشتههای مختلف انتخاب شدند و از آنان درباره تجربه انواع تقلب، از نگاه کردن به پاسخ دیگران در امتحان گرفته تا سرقت ادبی، دریافت سؤال امتحان پیش از برگزاری آزمون یا جعل اطلاعات در پروژههای پژوهشی سؤال شد. بیش از نیمی از پاسخدهندگان اعلام کردند که دستکم یکبار سابقه چنین رفتارهایی را داشتهاند.
نتایج پژوهش نشان داد چهار عامل، بیشترین ارتباط را با تقلب دانشگاهی دارند:
- باورهای اخلاقی فرد
- میزان خودکنترلی
- فضای اخلاقی اطراف دانشجو
- میزان بازدارندگی محیط
همسویی فرد و محیط، عامل تشدیدکننده تقلب
به بیان ساده، هرچه دانشجو تقلب را از نظر اخلاقی قابل قبولتر بداند، کنترل کمتری بر رفتار خود داشته باشد، احساس کند اطرافیانش نیز تقلب را عادی میدانند و احتمال برخورد با متخلف پایین است، احتمال تقلب افزایش پیدا میکند.
یافته اصلی پژوهش فراتر از اثر جداگانه هر یک از این عوامل است. پژوهشگران نشان دادند زمانی که آمادگی فرد برای تخلف با محیطی همراه شود که زمینه تقلب را فراهم میکند، احتمال تقلب بیش از زمانی افزایش مییابد که فقط یکی از این دو عامل وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، نه ویژگیهای فردی به تنهایی و نه شرایط محیطی به تنهایی، عامل تعیینکننده تقلب نیستند، بلکه تعامل میان این دو، نقش کلیدی ایفا میکند.