
فرهنگ؛ جاری در رگهای اقتصاد و سیاست
رهبر انقلاب در جلسهای ۹۰ دقیقهای با شورای عالی انقلاب فرهنگی، بر لزوم تغییر نگاه مخاطبان اصلی انقلاب فرهنگی تأکید کردند. هدف از این بحث، شناساندن داد و ستد دائمی میان فرهنگ و تمامی عرصههای زندگی است. از دیدگاه ایشان، فرهنگ تنها در حوزههای هنری یا ادبی خلاصه نمیشود، بلکه در تار و پود هر فعالیتی جاری است.
برای درک بهتر این مفهوم، میتوان به مصداقهای عینی اشاره کرد:
- ساخت یک ساختمان، صرفاً یک اقدام عمرانی نیست، بلکه حامل پیام و اثر فرهنگی است.
- فعالیت در حوزه تولید، در واقع تولید و اشاعه یک فرهنگ خاص است.
- حتی اقدامات جدید در روابط خارجی، بخشی از فرآیند فرهنگسازی محسوب میشود.
مدیریت فرهنگی در تمامی سطوح اجرایی
این رویکرد، مسئولیت مدیریت فرهنگی را از دوش نهادهای خاص برداشته و بر شانه تمامی مدیران قرار میدهد. هر مدیری در هر بخشی از دولت یا سازمانها، در واقع در حال مدیریت یک رابطه متقابل میان اقدامات سازمانی و فرهنگ جامعه است. در واقع این پرسش مطرح است که فرهنگی که باید در اقتصاد، کشاورزی، مسائل امنیتی و سیاست جاری باشد، چگونه هدایت شود؟ مدیران باید این دادوستد دائمی را شناسایی و مدیریت کنند.
از سبک زندگی تا تمدن نوین اسلامی
این نگاه فراراهبردی، ادامه مسیر امام خمینی (ره) در سال ۱۳۸۱ است. برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی، نمیتوان مستقیماً به سراغ تمدن رفت؛ بلکه باید یک زنجیره منطقی را طی کرد. این مسیر با شکلدهی به یک فرهنگ منسجم بر اساس مبانی مکتب آغاز میشود.
سپس این فرهنگ، سبک زندگی متناسب با خود را خلق میکند و در نهایت، تداوم این سبک زندگی در بلندمدت، منجر به برپایی تمدن نوین اسلامی میشود. بنابراین، تمدنسازی در واقع خروجی نهاییِ یک فرهنگ منسجم و یک سبک زندگی مبتنی بر باورها و ارزشهای اصیل است.