
تصمیمات عمرانی گاهی در باطن آغازگر تحولات اجتماعی بزرگ هستند. ساخت مجتمعهای بزرگ تربیتی-آموزشی در تهران با نگاه راهبردی شهردار تهران، از یک پروژه ساده مدرسهسازی فراتر رفته و به طراحی «مدارس تراز تمدن نوین اسلامی» تبدیل شده است.
رهایی آموزشوپرورش از دغدغههای زیرساختی
یکی از مسائل مزمن دستگاه آموزشوپرورش، تقسیم توان و منابع میان دو ماموریت متضاد است. این وزارتخانه از یک سو باید بر تربیت نسل آینده و تراز انقلاب اسلامی تمرکز کند و از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از انرژی خود را صرف امور اجرایی میکند. مواردی نظیر:
- خرید زمین و ساخت مدارس جدید
- تعمیر، نگهداری و مقاومسازی ساختمانها
- مدیریت تأسیسات آموزشی
ابتکار علیرضا زاکانی برای پذیرش مسئولیت ساخت و نگهداری فضاهای آموزشی توسط شهرداری، صرفاً یک وعده عمرانی نیست؛ بلکه تغییری در مدل حکمرانی است تا دغدغههای زیرساختی، مانع از تحقق ماموریتهای اصلی تربیتی نشود.
مدرسه به مثابه زیستبوم اجتماعی
در این رویکرد جدید، مدرسه دیگر یک ساختمان آموزشی ساده نیست. مجتمعهای پیشبینیشده قرار است به فضاهایی هوشمند، ایمن و دارای معماری هویتمند تبدیل شوند که با نیازهای آینده سازگار باشند. این مراکز را میتوان زیستبومهایی تربیتی دانست که شامل بخشهای زیر است:
- آزمایشگاهها و کارگاههای مهارتآموزی
- فضاهای ورزشی، هنری و فرهنگی
- بسترهای ارتباطی با محله و جامعه پیرامونی
الگوی شهر یادگیرنده و تجربه جهانی
تفکیک ماموریت تربیتی از مسئولیت زیرساختی، با موفقترین نظامهای آموزشی جهان همراستا است. در فنلاند، سیاستهای آموزشی و برنامههای درسی در سطح ملی تعیین میشود، اما مسئولیت ساخت، نگهداری و اداره فضاهای آموزشی بر عهده مدیریتهای محلی است. در مدل «شهر یادگیرنده»، مدرسه بخشی از زیستبوم شهر است و پیوندی تنگاتنگ میان شهرداری، خانواده و جامعه محلی برقرار میشود.