
اسلاوی ژیژک، فیلسوف و نظریهپرداز انتقادی اهل اسلوونی، به خاطر تلفیق مفاهیم فلسفی هگل، مارکس و لاکان شهرت دارد. او در گفتوگویی که بخش نخست آن در روزنامه اعتماد منتشر شده است، با نقد استعارههای سنتی 'نور و آگاهی'، سوبژکتیویته را نه نوری تابناک، بلکه 'تاریکی درونی و شب جهان' معرفی کرده است.
تاثیر فلسفه کانت و هگل بر مفهوم سوژه
ژیژک با دفاع از متواضع بودن فلسفه و ایده هگلیِ 'پرواز جغد مینروا در غروب'، تاکید دارد که فلسفه همواره دیر میرسد و وظیفه آن درک ساختار مفهوم زمانه است، نه پیشبینی آینده. او همچنین با مقایسه خوشبینی خوشباورانه مارکسیستی و بدبینی واقعگرایانه هگلی، نشان میدهد که چگونه آموزههای هگل درباره تکرار خطاهای تاریخی و شکستها برای درک جهان امروز—از زوال سرمایهداری لیبرال و ظهور نئوفئودالیسم تا بحرانهای زیستمحیطی و پاندمی—ضروری است.
تحلیل تاریکیِ سوبژکتیویته
ژیژک همچنین با آسیبشناسی بنبستهای فلسفه تحلیلی و تاریخگرایی استعلایی، یادآور میشود که در عصر بحرانهای پیچیده جدید، رسالت اصلی فلسفه ارائه پاسخهای فوری نیست، بلکه اصلاح صورتمسئلهها، طرح پرسشهای درست و زدودن رازآلودگی از فهم انسان معاصر است. او استعاره 'شبِ جهان' را به عنوان نشانهای از تاریکی درونی سوبژکتیویته معرفی کرده و تاکید میکند که این تاریکی، در متون کانت و شلینگ نیز قابل مشاهده است.