پیچوخمهای روزگار سنوسال که نمیشناسد، فقط گاهی قلبمان را نشانه میگیرد و گاه سر، دست، پا، کبد و کلیهها و... یکبهیک را با خودش همسو میکند. آزمایشها و MRA، سیتیاسکن، سونوگرافی و اکو و.... هرچه اسمش را نمیدانی هم افاقه نمیکند! نسخه به دست و حیران میمانی سراغ کدام طبیب بروی تا هم دردت را مرهمی بگذارد و هم هوای جیبت را داشته باشد! حکایت این روزهای خیابانهای منتهی به مجتمعهای عریض و طویل و سر به فلک کشیده پزشکان است.
اگر روزگاری خیابانهای شهرها برای قدم زدن صفایی داشت، حالا تا چشم کار میکند تابلو مطبهای انواع پزشکان با تخصصهای فراوان و البته کمی عجیب را میبینیم، آخر دردهایمان هم در این زمانه کمی عجیب شده است! نمیدانی از درد معده به خودت بپیچی یا از گوشدرد! از زانوان سست شدهات بنالی یا از درد قفسه سینهات!
پزشکی که کارش خوب است! میرویم سراغ یک پزشک فوق تخصص که رفقا گفتهاند «کارش خوب است!» و زود هم «نوبت میدهد!» از بدحادثه برقها قطع است و مطب این پزشک خوب در طبقه چهارم قرار دارد! آخر کدام دیسک کمر عملشدهای میتواند 120 پله را تا رسیدن به مطب ارتوپد بالا و پایین کند و قلبش از کار نیفتد؟
وارد مطب پزشک ارتوپد یا همان پزشک «خوب» میشوی؛ مطب شلوغ و بیماران آسیبدیده دستوپا و کمردرد گرفته کنار هم نشستهاند و یک دل سیر از دردها و درمانهایشان برای هم تعریف میکنند، از طبابتهای خانگی و سنتی گرفته تا جراحیها، برای هم داستانها میگویند! سراغ منشی روی دیگر چندسالی است جرات نمیکنی نامی از بیمه بیاوری آبی است در هاونِ «قرارداد نداشتن پزشکان با بیمهها» کوبیدن. هرچه در چنته داری باید برای یک ربع ویزیت پزشک فوق تخصص رو کنی و ناقابل مبلغ 600 هزار تومان بپردازی!
ویزیت به اضافه آپشنهای متعدد روش پزشکان هم با هم فرق دارد. اگر گذرتان به پزشک قلب چه از نوع متخصص یا فوق تخصص بیفتد باید تا 2 میلیون تو