
تحولات ماههای اخیر نشان میدهد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در عرصه عمل با شرایطی پیچیده روبرو شده است که یافتن راه خروج از آن آسان نیست. ریاستجمهوری او اکنون درگیر جنگی فرسایشی شده که پایان دادن به آن با دشواریهای فزایندهای همراه است.
ترامپ در حال حاضر با محدودیتهای جدی در اعمال قدرت نظامی آمریکا مواجه شده است. این محدودیتها به نظر میرسد هنگام آغاز عملیات نظامی گسترده در ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴) پیشبینی نمیشد. هدف ادعایی این عملیات، پایان دادن سریع به برنامه هستهای ایران و سرنگونی حکومت این کشور بود.
با گذشت پنج ماه از آغاز این تخاصم، ارزیابیهای استراتژیک نشان میدهد که تقریباً هیچیک از اهداف اعلامشده واشنگتن بهطور کامل محقق نشده است. ترامپ که در روزهای نخست با اطمینان کامل از کارآمدی قدرت نظامی کشورش سخن میگفت، اکنون با چالشهای بیشتری روبرو است.
چالشهای پیش روی ترامپ
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، سبک رهبری خود را بر «غیرقابل پیشبینی بودن» استوار کرده است. او معتقد است این رویکرد، متحدان و رقبای ایالات متحده را در وضعیت دائمی عدم اطمینان نگه میدارد. ترامپ تصمیم خود برای بمباران تأسیسات هستهای ایران را نمونهای از این رویکرد دانسته است.
او همچنین مدعی شده است که دستور اعزام نیروهای ویژه برای ربودن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، بیانگر آمادگی دولتش برای اجرای عملیاتهایی است که رؤسایجمهور پیشین آمریکا از تصور آنها نیز هراس داشتند.
اهداف دور از دسترس
با وجود ادعای ترامپ مبنی بر اینکه تنها عامل محدودکننده قدرت او «اخلاق شخصی خودش» است، روند تحولات ماههای اخیر نشاندهنده چالشهای عملیاتی است. پنج ماه پس از آغاز عملیات نظامی، اهداف اعلامشده واشنگتن همچنان دور از دسترس به نظر میرسند و این وضعیت، گزینههای پیش روی کاخ سفید را دشوارتر کرده است.