
تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی غرب آسیا نشان میدهد که امنیت کشتیرانی و کریدورهای حیاتی انرژی با یکدیگر گره خوردهاند. افزایش تنشها در خلیج فارس، تحرکات موشکی و پهپادی در دریای سرخ و هشدارهای دیپلماسی درباره آزادی کشتیرانی، نشان میدهد که جنگ آمریکا و ایران از یک تقابل محلی فراتر رفته و دو گلوگاه مهم برای اقتصاد جهانی، یعنی تنگه هرمز و تنگه بابالمندب را به یکدیگر پیوند دادهاند. این پیوند میتواند هم به تقویت بازدارندگی و هم به تشدید ریسکهای استراتژیک برای ایران بیانجامد.
ابعاد اصلی پیوند امنیتی دو تنگه
1. تبدیل گلوگاههای تنگهای به شبکه فشار متقابل: امنیت ناوبری در هرمز با توان عملیاتی نیروهای مرتبط در بابالمندب میتواند خطوط کَشنده بین خلیج فارس تا اقیانوس هند و کانال سوئز را در قالب یک زنجیره واحد بازدارندگی سازمان بدهد. این مسئله هزینه هرگونه اقدام مستقیم علیه ایران را بالا میبرد و در صورت ناامنی در یک نقطه، اثرگذاری آن به سایر مسیرهای انرژی و تجارت گسترش مییابد.
2. بازتوزیع محاسبات جنگی به سمت مصرف کمتر از جانب قدرتهای فرامنطقهای: با افزایش همزمانی امنیت دو تنگه در کنار گسترش تنشها در بابالمندب، احتمال اجرای «جنگهای محدود و کوتاهمدت» کاهش مییابد. گمانهای پیشین شوراهای استراتژیک غربی مبنی بر امکان ضربات نقطهای به زیرساختهای ایران کمتر واقعگرایانه به نظر میرسد و این پیونددیگر به ایجاد بحرانهای طولانیمدت در زنجیره جهانی انرژی منجر میشود.