
رویدادهای اخیر، از جمله تجمع یوتیوبرها در ایرانمال و انتشار ویدئوهایی با ادعای نمایش تونلهای موشکی، نشاندهنده تحولی در مفهوم مرجعیت رسانهای و همچنین انحرافی در شیوهی عملکرد اینفلوئنسرها در ایران است. در دورانی که اینفلوئنسرها و یوتیوبرها با سهولت نسبی در فضای عمومی فعالیت میکنند، در حالی که رسانههای رسمی با محدودیتهای ساختاری و نهادی مواجه هستند، نگرانیهایی دربارهی پیامدهای ناگوارتر از حواشی ایرانمال و انتشار چنین ویدئوهایی وجود دارد.
از تریبون رسمی تا استوری؛ بحران مرجعیت یا روایت؟
مفهوم «مرجعیت» (Référentiel) یکی از مفاهیم کلیدی در تحلیل سیاستگذاری عمومی است که توسط پژوهشگرانی چون برونو ژوبر و پیر مولر توسعه یافته است. مرجعیت به مجموعهای از ارزشها، باورها و تصورات اشاره دارد که یک جامعه یا گروه بر اساس آن، واقعیتهای اجتماعی را تعریف کرده و دربارهی مسائل عمومی تصمیمگیری میکند. در این دیدگاه، واقعیت اجتماعی تا حد زیادی محصول برداشتها و ادراکات جمعی است و آنچه بهعنوان «واقعیت» پذیرفته میشود، مبنای شکلگیری سیاستها و اقدامات عمومی قرار میگیرد.
مرجعیتها تعیین میکنند که چه موضوعاتی مهم تلقی شوند، چه اهدافی دنبال گردند و چه سیاستهایی برای دستیابی به آنها مناسب باشند. این مفهوم را میتوان چارچوبی دانست که ارزشهای بنیادین یک جمع و جایگاه آن را در میان سایر گروهها بازنمایی میکند.
تغییرپذیری مرجعیت در طول زمان
یکی از ویژگیهای مهم مرجعیت، قابلیت تغییر آن در طول زمان است. این فرایند که «سیر تطور مرجعیت» نامیده میشود، مسیری را نشان میدهد که طی آن، یک موضوع از یک تصویر و معنای اولیه به سمت تحولات و دگرگونیهای بعدی پیش میرود. این تحولات میتواند ناشی از عوامل مختلفی از جمله تغییرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و فناوری باشد.
در فضای رسانهای کنونی، ظهور پلتفرمهای جدید و افزایش نقش اینفلوئنسرها، چالشهایی را برای رسانههای سنتی و نهادهای رسمی ایجاد کرده است. این وضعیت، ضرورت بازنگری در مفهوم مرجعیت رسانهای و نحوهی شکلگیری روایتها در جامعه را بیش از پیش نمایان میسازد.