
بازار آشفتۀ خبر و تحلیل جنگ و دیپلماسی
یک یادداشت در روزنامه شرق با استناد به اظهارات کامبیز نوروزی به بررسی رفتار رسانهای ایران در طول جنگ 40 روزه و پس از آن میپردازد. در این نوشته گفته میشود که ساختار نظامی و دیپلماسی ایران منبع مستقلی برای کار رسانهای هدفمند و بابرنامه ندارد.
تنوع رسانهای و تفاوت جهتگیریها
تلویزیون ایران با جهتگیریهایی متفاوت از تصمیمهای دستگاه سیاسی عالی مواجه است که افسران عالیرتبه نظامی در آنها حضور دارند. سایر رسانههای وابسته به طیفهای سیاسی و فکری نیز مواضع گوناگون خود را بهنسبت آزادی رسانه منتشر میکنند. تعدد حسابها و صفحههای شبکههای اجتماعی با موضوعات تحلیلگر، استراتژیست و روابط بینالملل، جنگها و دیپلماسی نیز وجود دارد.
پیامد آشفتگی رسانهای
در این بازار آشفته هر خبر نادرست یا ناقص منتشر میشود و هر تحلیل غیرمستند یا حزبی بازتاب مییابد. سؤال اصلی این است که کدام خبر راست است و کدام تحلیل به سیاستهای رسمی ایران نزدیک یا دور است. به طور کلّی، نتیجه این وضعیت سردرگمی مردم درباره جنگ و دیپلماسی و نیز اثرگذاری بر تصمیمگیریهای داخلی و ثبات آن است.
فقدان تمرکز و ضرورت بازنگری
بحران رسانهای کنونی بر تصمیمگیریهای کشور هم اثر میگذارد و توفیق ایران در رقابت رسانهای در خارج و داخل کم است. این وضعیت ناشی از فقدان تمرکز بر وجه رسانهای جنگ و دیپلماسی کشور است. با گسترش شبکههای اجتماعی و دسترسی آسان به تولید محتوا، کار رسانهای برای دستگاههای مرتبط با جنگ و دیپلماسی دشوارتر اما حیاتیتر، پیچیدهتر و دقیقتر شده است.
یک دلیل مهم این غفلت، این است که ساخت سیاسی ایران غالباً خبر را مانند یک دستور تلقی میکند؛ گویی آن چه خبر داده میشود، باید به تمامی پذیرفته شود. نتیجه این نگرش، نبود وضوح و ثبات در تصمیمگیریها و روایتهای رسانهای است.