تحلیل مریم ابراهیمی بر خبر 3 اقدام تند ترامپ علیه عمان و کره جنوبی؛ تغییرات در سیاست خارجی آمریکا
تحلیل استراتژیک: چرخش تهاجمی سیاست خارجی ترامپ و پیامدهای آن بر نظم منطقهای
گزارشهای اخیر از تغییر رویکرد بنیادین دونالد ترامپ در سیاست خارجی ایالات متحده، نشاندهنده یک گذار از مدیریت بحران به سمت مدیریت تنش است. با پایان یافتن مهلت ۶۰ روزه تفاهمنامه با ایران، ترامپ با اتخاذ مواضع تند علیه متحدان سنتی و شرکای استراتژیک خود، از جمله کره جنوبی و عمان، در حال بازتعریف معادلات قدرت در آسیا و خاورمیانه است. این تحلیل به بررسی ابعاد چندگانه این اقدامات و پیامدهای ژئوپلیتیک آنها میپردازد.
در حوزه شرق آسیا، تصمیم ایالات متحده برای کاهش مانورهای نظامی مشترک با کره جنوبی، فراتر از یک تصمیم صرفاً مالی است. ترامپ با استناد به هزینههای بالای این تمرینات نظامی، در واقع در حال اعمال فشار اقتصادی بر سئول است تا آنها را به سمت پذیرش نقشهای نظامی پرهزینهتر یا مشارکت مستقیم در منازعات منطقهای (مانند تقابل با ایران) سوق دهد. با این حال، نکته حائز اهمیت، تحلیل دوگانه ترامپ است: از یک سو، او سئول را به دلیل تمایل به حفظ رابطه با کیم جونگاون و امتناع از مشارکت در جنگ علیه ایران نقد میکند، و از سوی دیگر، با کاهش همکاریهای نظامی، در واقع قدرت بازدارندگی مشترک در شبهجزیره کره را تضعیف میکند. این رویکرد، نوعی سیاست «معاملهگرایانه» (Transactional) است که در آن امنیت متحدان، کالایی است که باید برای آن هزینه پرداخت شود، نه یک تعهد اخلاقی یا استراتژیک پایدار.
در جبهه خاورمیانه، تهدید علیه عمان، پیچیدگیهای بیشتری را به همراه دارد. عمان همواره به عنوان یک میانجی بیطرف و پل ارتباطی میان غرب و ایران عمل کرده است. تلاش مسقط برای تسهیل تردد کشتیها در تنگه هرمز، در واقع تلاشی برای اجرای بندهایی از همان تفاهمنامهای است که ترامپ پیشتر آن را «بزرگترین توافق صلح تاریخ خاورمیانه» نامیده بود. تناقض آشکار در رفتار ترامپ — یعنی همزمان ستایش از توافق و تهدید به اقدامات تند علیه کشورهایی که سعی در اجرای آن دارند — نشاندهنده یک استراتژی بیثبات است. تهدید عمان میتواند منجر به بحران در یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان، یعنی تنگه هرمز، شود که این امر مستقیماً ثبات بازارهای جهانی انرژی را با مخاطره جدی مواجه میکند.
از منظر نظامی و استراتژیک، اظهارات جیمس استاوریدیس، دریاسالار بازنشسته نیروی دریایی آمریکا، بازتابدهنده نگرانی عمیق نخبگان امنیتی از این تغییر مسیر است. استاوریدیس معتقد است که اقدامات ترامپ، بهویژه تهدید به بمباران عمان و نادیده گرفتن واقعیتهای دیپلماتیک در رابطه با کره شمالی، دقیقاً برخلاف نیازهای استراتژیک ایالات متحده در شرایط فعلی است. به جای ایجاد ثبات، این اقدامات باعث ایجاد خلاء قدرت و بیاعتمادی در میان متحدان میشود. وقتی متحدان احساس کنند که ایالات متحده از تعهدات امنیتی خود برای اهداف کوتاهمدت سیاسی یا مالی عقبنشینی میکند، تمایل آنها به تکیه بر محوریت آمریکا کاهش یافته و به سمت خودکفایی نظامی یا ایجاد ائتلافهای جایگزین حرکت خواهند کرد.
در نهایت، میتوان نتیجه گرفت که سیاست خارجی فعلی ترامپ، بر پایه «عدم قطعیت» بنا شده است. اگرچه این رویکرد ممکن است در کوتاهمدت فشار بر طرفهای مقابل را افزایش دهد، اما در بلندمدت، اعتبار ایالات متحده را به عنوان یک تضمینکننده امنیت جهانی زیر سوال میبرد. کاهش همکاری با کره جنوبی و تهدید عمان، نه تنها تنشهای منطقهای را افزایش میدهد، بلکه ریسک بروز درگیریهای غیرقابل کنترل در تنگه هرمز و شبهجزیره کره را به شدت بالا میبرد. این تغییر رویکرد، نشاندهنده گذار از یک سیاست خارجی مبتنی بر نظم و اتحاد به سوی یک سیاست مبتنی بر فشار و معامله است که پیامدهای آن میتواند نظم جهانی را به شدت دگرگون کند.
نظرات کاربران (0 نظر)
برای ثبت نظر، ابتدا وارد شوید.