تحلیل پریسا اکبری بر خبر نتانیاهو: شهردار نیویورک حامی ایران، حماس و حزبالله است
اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در مصاحبه با شبکه فاکسنیوز، ابعاد جدیدی از تنشهای سیاسی میان مقامات ارشد اسرائیلی و چهرههای دموکرات در ایالات متحده را آشکار کرده است. حمله لفظی نتانیاهو به اریک آدامز، شهردار نیویورک، و متهم کردن او به حمایت از ایران، حماس و حزبالله، فراتر از یک اختلافنظر دیپلماتیک ساده است و نشاندهنده شکاف عمیق در گفتمان سیاسی غرب در قبال بحران خاورمیانه محسوب میشود.
تحلیل این رویداد نیازمند درک زمینه تاریخی و حقوقی آن است. ریشه این تنش به ماه ژوئیه بازمیگردد؛ زمانی که اریک آدامز احتمال بررسی قانونی بودن بازداشت نتانیاهو در صورت سفر به نیویورک را مطرح کرد. این موضعگیری آدامز، واکنشی به اتهامات مطرحشده در دیوان کیفری بینالمللی (ICC) پیرامون جنایات جنگی احتمالی در غزه بود. اگرچه آدامز بعداً اذعان کرد که شهرداری نیویورک فاقد صلاحیت قانونی برای اجرای احکام بینالمللی است، اما دعوت او از شهروندان برای اعتراض به حضور نتانیاهو، خشم تلآویو را برانگیخت. نتانیاهو با استفاده از ادبیات تند و تقلیلگرایانه، این رویکرد حقوقی را به «حمایت از تروریسم» تعبیر کرده است که در واقع نوعی استراتژی برای بیاعتبار کردن منتقدان غربی خود با استفاده از برچسبهای امنیتی است.
در لایهای عمیقتر، این اظهارات نتانیاهو را میتوان بخشی از تلاش او برای همسویی کامل با جناح راستگرای آمریکا به رهبری دونالد ترامپ دانست. نتانیاهو در همین مصاحبه با تأکید بر «اتحاد» و «شراکت» با ترامپ، سعی دارد جایگاه خود را در معادلات سیاسی آینده آمریکا تثبیت کند. این در حالی است که گزارشهای متعددی از رسانههای معتبر غربی، از جمله آکسیوس، حاکی از وجود تنشهای پنهان و اختلافات راهبردی میان این دو چهره است. نتانیاهو با این اظهارات، در حال قمار بر روی نتایج انتخابات آتی آمریکا است؛ او با نادیده گرفتن اختلافات گذشته، سعی دارد خود را به عنوان متحد استراتژیک جریان «ماگا» (MAGA) معرفی کند تا در صورت پیروزی ترامپ، از حمایتهای بیقید و شرط او برخوردار شود.
بخش دیگری از سخنان نتانیاهو به موضوع مهاجرت غیرقانونی در اروپا اختصاص داشت که نشاندهنده تلاش او برای پیوند دادن سیاستهای امنیتی اسرائیل با جریانهای راستگرای پوپولیست در اروپا است. او با استفاده از آمارهای فرانتکس مبنی بر ورود ۳۸۰ هزار مهاجر غیرقانونی به اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۳، سعی دارد گفتمان «امنیت مرزی» را به عنوان یک ضرورت جهانی بازتعریف کند. این رویکرد، تلاشی برای مشروعیتبخشی به سیاستهای سختگیرانه خود در کرانه باختری و مرزهای غزه از طریق مشابهتسازی با بحران مهاجرت در اروپا است. در واقع، نتانیاهو با این استدلال که «برای بسیاری در اروپا کمی دیر شده است»، سعی دارد خود را به عنوان پیشگامِ مقابله با تهدیدات وجودی علیه تمدن غرب معرفی کند.
در نهایت، باید گفت که این اظهارات نتانیاهو بیش از آنکه یک تحلیل واقعبینانه از وضعیت سیاسی باشد، یک مانور تبلیغاتی برای مدیریت افکار عمومی در دو جبهه است: نخست، خنثیسازی فشارهای حقوقی بینالمللی از طریق حمله به شخصیتهای سیاسی که به این فشارها مشروعیت میبخشند؛ و دوم، تحکیم پیوند با جریانهای راستگرای جهانی. با این حال، این استراتژی هزینههای دیپلماتیک سنگینی دارد. متهم کردن شهردار یکی از مهمترین شهرهای جهان به حمایت از گروههای شبهنظامی، عملاً پلهای ارتباطی میان دولت اسرائیل و بخش بزرگی از بدنه سیاسی دموکرات در آمریکا را تخریب میکند. این نوع سیاستورزی، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت پایگاه حامیان تندرو نتانیاهو را تقویت کند، اما در بلندمدت، اسرائیل را در معرض انزوای سیاسی بیشتر در نهادهای مدنی و سیاسی غرب قرار خواهد داد.
به طور خلاصه، نتانیاهو با این سخنان، مرزهای میان «نقد سیاستهای اسرائیل» و «حمایت از دشمنان اسرائیل» را به عمد مخدوش کرده است تا هرگونه مخالفت حقوقی یا سیاسی را به مثابه یک تهدید امنیتی جلوه دهد. این رویکرد، نشاندهنده استیصال در مدیریت بحرانهای بینالمللی و تلاش برای بقای سیاسی از طریق قطبیسازی هرچه بیشتر فضای سیاسی است.
نظرات کاربران (0 نظر)
برای ثبت نظر، ابتدا وارد شوید.