تحلیل تینا عزیزی بر خبر تحلیل جامعهشناختی ظرفیتهای پیادهروی اربعین در بازتولید گفتمان
تحلیل ارائه شده توسط حجتالاسلام احمد رهدار در نشست «تحلیل جامعهشناختی ظرفیتهای پیادهروی اربعین»، از منظری فراتر از یک رویداد آیینی صرف، به واکاوی «اربعین» به مثابه یک «ماشین تولید گفتمان» میپردازد. این تحلیل با بهرهگیری از مفاهیم علوم اجتماعی و الهیات سیاسی، تلاش میکند تا پیوند میان یک واقعه تاریخی (عاشورا) و کنشهای سیاسی-اجتماعی معاصر را تبیین کند. در ادامه، ابعاد این تحلیل را از دیدگاه جامعهشناختی و سیاسی مورد بررسی قرار میدهیم.
نخستین نکته حائز اهمیت در این تحلیل، طبقهبندی «خونخواهی» در سه لایه عاطفی، اخلاقی و فرجامخواهانه است. این مدلسازی نشان میدهد که چگونه یک مفهوم انتزاعی و تاریخی، میتواند به یک «پروژه اجتماعی» تبدیل شود. لایه عاطفی-تاریخی، زیربنای بسیج تودههاست؛ جایی که همذاتپنداری با مظلومیت امام حسین (ع) به یک «سرمایه نمادین» تبدیل میشود. در لایه دوم (اخلاقی-اجتماعی)، این سرمایه به سمت کنشگری در حوزه عمومی سوق مییابد. در واقع، امر به معروف و نهی از منکر در این گفتمان، نه به عنوان یک دستورالعمل خشک، بلکه به عنوان «مبارزه با فساد ساختاری» بازتعریف میشود که میتواند پتانسیل بالایی برای نقد وضع موجود در جوامع اسلامی داشته باشد.
سومین لایه، یعنی پیوند با مهدویت (فرجامخواهی)، به گفتمان اربعین «جهتگیری استراتژیک» میدهد. با معرفی منجی به عنوان منتقم خون حسین (ع)، این گفتمان از یک سو به زائران «امید» میبخشد و از سوی دیگر، پیادهروی اربعین را به یک «تمرین آمادگی» برای یک نظم جهانی مطلوب تبدیل میکند. این لایه، اربعین را از یک آیین سنتی به یک «کنش سیاسی آیندهنگر» ارتقا میدهد.
یکی از نوآورانهترین بخشهای این تحلیل، استفاده از مفهوم «جامعهشناسی بدن» برای تبیین تجربه زائر است. در این دیدگاه، بدن زائر دیگر یک موجودیت بیولوژیک صرف نیست، بلکه به یک «رسانه» تبدیل میشود. تحمل رنج فیزیکی (مانند پیادهروی طولانی و تاول پا) در این گفتمان، نوعی «مناسکسازی» است که رنج تاریخی کربلا را در کالبد زائر بازتولید میکند. این «بدنمند کردنِ گفتمان»، باعث میشود که مفاهیم دینی از ذهن به عین منتقل شوند. وقتی فرد با تمام وجود خود رنجی را تجربه میکند، آن گفتمان به بخشی از «هویت اجتماعی» او بدل میگردد که به راحتی قابل گسستن نیست. این دقیقاً همان نقطهای است که اربعین را به یک ابزار قدرتمند برای «تداوم تاریخی» یک مکتب تبدیل میکند.
از منظر تحلیل سیاسی، باید توجه داشت که این رویکرد جامعهشناختی، اربعین را به عنوان یک «قدرت نرم» در جهان اسلام بازنمایی میکند. توانایی این گفتمان در ایجاد همبستگی میان ملتهای مختلف، فراتر از مرزهای جغرافیایی، میتواند به عنوان یک مدل حکمرانی مبتنی بر «شبکههای اجتماعیِ آیینی» نگریسته شود. با این حال، چالش اصلی در این میان، نحوه ترجمه این «رنج مقدس» و «گفتمان خونخواهی» به راهکارهای عملی برای حل بحرانهای عینی جهان اسلام، از جمله فقر، بیعدالتی و شکافهای فرقهای است.
در نهایت، تحلیل حجتالاسلام رهدار نشان میدهد که پیادهروی اربعین، فراتر از یک زیارت ساده، یک «آزمایشگاه بزرگ اجتماعی» است. اگر این ظرفیتها به درستی شناسایی و هدایت شوند، میتوانند به عنوان موتور محرکی برای اصلاحات اجتماعی و تقویت همبستگی در جوامع اسلامی عمل کنند. با این حال، موفقیت این گفتمان در گرو آن است که «لایه اخلاقی» آن، یعنی مبارزه با فساد و ظلم، در عمل به اولویت اصلی کنشگران این مسیر تبدیل شود تا این آیین، از یک تجربه صرفاً معنوی، به یک نیروی پیشران در تحولات اجتماعی و سیاسی جهان اسلام بدل گردد.
نظرات کاربران (0 نظر)
برای ثبت نظر، ابتدا وارد شوید.