تحلیل بابک صادقی بر خبر تناقض آمریکا در پرونده هستهای ایران و عربستان
تحلیل خبر "تناقض آمریکا در پرونده هستهای ایران و عربستان" نشاندهنده یک الگوی رفتاری پیچیده و چندوجهی از سوی ایالات متحده در قبال برنامه هستهای کشورهای منطقه خاورمیانه است. این خبر به درستی به دوگانگی معیارهای واشنگتن در برخورد با ایران و عربستان سعودی اشاره میکند و این تفاوت را ناشی از ملاحظات ژئوپلیتیکی و منافع استراتژیک آمریکا در منطقه میداند. در ادامه، به تشریح و تحلیل عمیقتر این موضوع میپردازیم.
نکته کلیدی که در این خبر برجسته شده، رویکرد متناقض آمریکا در قبال برنامه هستهای ایران و عربستان است. در حالی که ایران به دلیل برنامه هستهای خود، سالهاست تحت شدیدترین تحریمهای اقتصادی و فشارهای سیاسی و حتی تهدیدات نظامی قرار گرفته و جامعه بینالمللی، به رهبری آمریکا، خواستار توقف کامل غنیسازی اورانیوم توسط این کشور شده است، عربستان سعودی از حمایتی مشابه، یا حداقل عدم فشاری مشابه، از سوی واشنگتن برخوردار است. این تفاوت در برخورد، به وضوح نشاندهنده این است که سیاست هستهای آمریکا در قبال خاورمیانه، بیش از آنکه بر مبنای اصول فنی و نگرانیهای صرفاً غیرتکثیر سلاحهای هستهای استوار باشد، ابزاری در دست واشنگتن برای پیشبرد اهداف کلان ژئوپلیتیکی و حفظ منافع خود در این منطقه حیاتی است.
خبر به درستی اشاره میکند که آمریکا، برنامه هستهای ایران را تهدیدی برای امنیت منطقه معرفی کرده و هرگونه پیشرفت در چرخه سوخت هستهای را نشانهای از تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای تلقی میکند. این رویکرد، در تضاد کامل با رفتار آمریکا در قبال عربستان قرار دارد. در مورد عربستان، نه تنها آمریکا این کشور را ملزم به چشمپوشی از غنیسازی اورانیوم و بازفرآوری سوخت مصرفشده نکرده، بلکه حتی اجرای پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی را نیز به عنوان شرط همکاری مطرح نکرده است. پروتکل الحاقی، ابزار کلیدی برای اطمینان از صلحآمیز بودن برنامههای هستهای یک کشور است و عدم اصرار آمریکا بر اجرای آن برای عربستان، نشاندهنده سطح متفاوتی از اعتماد یا اولویتبندی است که واشنگتن برای این کشور قائل است. این وضعیت، یک فناوری هستهای واحد را در ایران با محدودیتهای شدید و در عربستان با حمایت آمریکا مواجه میسازد، که این خود گواه بر این است که معیارهای قضاوت واشنگتن بیش از آنکه فنی باشند، در خدمت منافع ژئوپلیتیکی آن قرار دارند.
محاسبات آمریکا در پیشبرد توافق هستهای با عربستان، به ویژه در بحبوحه تنشهای اخیر با ایران و اسرائیل، موضوعی است که خبر به آن پرداخته و دلایل آن را برمیشمارد. اولین و شاید مهمترین محاسبه، تلاش برای جلب حمایت عربستان و مهار ایران به منظور بازسازی موازنه قدرت در خاورمیانه است. در شرایطی که ایران به عنوان یک قدرت منطقهای در حال گسترش نفوذ خود است، آمریکا به دنبال تقویت متحدان سنتی خود در منطقه، از جمله عربستان، است تا بتواند توازن قدرت را به نفع خود حفظ کند. همکاری هستهای با عربستان میتواند به عنوان بخشی از یک بسته بزرگتر از همکاریهای امنیتی و اقتصادی تلقی شود که هدف آن تقویت موقعیت عربستان در برابر ایران است.
دومین محاسبه، تغییر ماهیت روابط انرژی میان آمریکا و عربستان است. با توجه به انقلاب شیل در آمریکا و افزایش تولید نفت این کشور، روابط انرژی از حالت مکمل به سمت رقابت در بازار جهانی پیش رفته است. در چنین شرایطی، همکاری هستهای با عربستان میتواند به عنوان راهی برای حفظ نفوذ آمریکا در بخش انرژی این کشور و همچنین تضمین ثبات عرضه انرژی در بازارهای جهانی تلقی شود، هرچند این موضوع به طور مستقیم در خبر ذکر نشده اما یک واقعیت اقتصادی است که بر روابط دو کشور تاثیر میگذارد.
سومین محاسبه، نگرانیهای عربستان سعودی درباره تعهدات امنیتی واشنگتن است. پس از حمله به تأسیسات نفتی عربستان، تردیدهایی در میان رهبران سعودی در خصوص میزان پایبندی آمریکا به تعهدات امنیتی خود در قبال این کشور ایجاد شد. در چنین فضایی، پیشبرد توافق هستهای و ارائه فناوریهای پیشرفته هستهای میتواند به عنوان نشانهای از تعهد مجدد آمریکا به امنیت عربستان تلقی شود و اطمینان خاطر بیشتری به این کشور در خصوص حمایت واشنگتن بدهد.
در نهایت، خبر به درستی اشاره میکند که عربستان سعودی در شرایط فعلی به سمت تنوعبخشی به روابط خارجی خود حرکت کرده و همکاریهای انرژی و دفاعی با دیگر کشورها را افزایش داده است. این رویکرد، بخشی از استراتژی عربستان برای کاهش وابستگی به یک قدرت واحد و تضمین منافع خود در دنی
نظرات کاربران
برای ثبت نظر، ابتدا وارد شوید.